هر وقت دلت حسابی گرفت
هر وقت هر چی گفتی کسی نفهمید
هر وقت انقدر بغض داشتی که توشون گُم شدی و نتونستی خودتو پیدا کنی
هر وقت هیچی به اندازه یه نگاه مهربون و صادق نتونست سر حالت بیاره
هر وقت از نشنیدن ها و نفهمیدن ها خسته بودی و ترجیح دادی که سکوت کنی و نگاهتو بدوزی به یه کنج که جون میده واسه های های گریه کردن
هر وقت دلتنگ یه جرعه حرف زدن و یه ذره شنیده شدن بودی
هر وقت از همه نقابها خسته بودی و دلت لک زد واسه یه نخود صداقت
هر وقت تنهایی تو سلولهات تار بست و بالا رفت تا عمق مغزت
هر وقت که شیرین ترین طعم دنیا برات یه قهوه بدون شکر شد که تو تنهایی و وسط یه بغض فرو خورده قورتش میدی
هر وقت تنها شدی
هر وقت دیدی کسی نیست
بیا بشینیم یه گوشه
یه جایی واسه مون پیدا میشه که بشینیم و سر بذاریم رو شونه تنهایی هم و تا آخر دنیا بلند گریه کنیم
تا همه صداها و سکوتها وسط هق هقمون گم شه
تا همه سنگینی ها سبک شه
منتظرتم