"هر دم از این باغ بری می رسد"

واحد مرکزی خبر : خطیب نمازجمعه تهران گفت: سکوت در برابر مسأله بدحجابی، به بهانه انجام کار فرهنگی، گناه است.آیت الله احمد جنتی در خطبه نخست نمازجمعه تهران، مسأله حجاب را حکم قرآن دانست و افزود: پوشش اسلامی برای زن مسلمان واجب است و مظاهر اسلامی باید در فضای جامعه اسلامی حاکم باشد. وی گفت: کشوری که می خواهد الگوی کشورهای اسلامی باشد، اسلام ناب محمدی را در دست دارد و خون این همه شهید را برای حفظ اسلام، قرآن، حجاب و عفت زن و مرد نثار کرده است، چگونه می تواند در برابر مسأله بدحجابی که امنیت اخلاقی جامعه را هدف گرفته است، سکوت کند. امام جمعه موقت تهران گفت: من نمی دانم قاچاقچی را می گیرند اعدام می کنند، تروریست را می کشند، دزد را مجازات می کنند، ولی نوبت به قانون خدا که مافوق قانون بشر می رسد، اگر کسی اجرا نکند، سکوت می کنند و می گویند باید کار فرهنگی بشود.



ادامه نوشته



شما رو فرستادن تا با زندگی قیمت پیدا کنید نه اینکه به هر قیمتی زندگی کنید.




بخشی از دیالوگ محمد رضا فروتن یا همون نیک ذات فیلم دموکراسی تو روز روشن

"این چه جهانی ست؟"

این چه جهانیست؟!
این چه جهانیست؟!

این چه بهشتیست؟!
این چه بهشتیست؟!

این چه جهانیست که نوشیدن مِی نارواست؟
این چه جهانیست؟!

این چه بهشتیست در آن خوردن گندم خطاست؟
این چه بهشتیست؟!

این چه جهانیست که نوشیدن مِی نارواست؟
این چه بهشتیست در آن خوردن گندم خطاست؟

آی رفیق این ره انصاف نیست
آی رفیق این ره انصاف نیست
این جفاست...

راست بگو، راست بگو، راست
فردوس برینت کجاست؟
راست بگو، راست بگو، راست
فردوس برینت کجاست؟

راستی آنجا هم، راستی آنجا هم، هر کس و ناکس خداست؟

راست بگو، راست بگو، راست
فردوس برینت کجاست؟
راست بگو، راست بگو، راست
فردوس برینت کجاست؟

بر همه گویند که هوشیار باش
بر همه گویند که هوشیار باش

بر در فردوس نشیند کسی
تا که به درگاه قیامت رسی
از تو بپرسند که در راه عشق

پیرو زرتشت بُدی یا مسیح ؟

دوزخ ما چشم به راه شماست
دوزخ ما چشم به راه شماست

راست بگو، راست بگو، راست، آنجا نیز
راست بگو، راست بگو، راست، آنجا نیز
باز همین ماجراست؟

راست بگو، راست بگو، راست
فردوس برینت کجاست؟

این همه تکرار مکن ای "همای"
کفر مگو، شکوه مکن بر خدای
پای از این در که نهادی برون
در غل و زنجیر برندت بهشت

در غل و زنجیر برندت بهشت
بهشت همان ناکجاست...

بهشت همان ناکجاست...
وای به حالت همای... وای به حالت...
وای به حالت همای... وای به حالت...
این سر سنگین تو از تن جداست
این سر سنگین تو از تن جداست

نه... نه... نه... نه...
توبه کنم باز، حق با شماست
نه... نه... نه... نه...
توبه کنم باز، حق با شماست

 

 

 

 

شعر از "همای"

"استفاده ابزاری یا ابزار استفاده؟!!"

روز گذشته به اتفاق رفیق شفیق و درست پیمانی گذری داشتیم در نمایشگاه صنایع غذایی هیچ دلیلی هم نداشتیم صرفاً جهت تغییر فضا و کمی وقت کشی اقدام به این حرکت کردیم، در این نمایشگاه هیچ اثری از دوستانی که نگران ناموس ملتند نبود و حتی کسانی بودند که آنجا خانمها را تشویق به بد حجابی نموده بودند خواهم گفت در ادامه کمی تحمل ...


ما در این نمایشگاه که مردم برای گرفتن یک قاشق ماکارونی ناقابل هم دیگر را میدراندند و ما را به یاد روزهای محرم می انداختند به یک نتیجه قابل توجهی رسیدیم و آن هم اینکه صاحبان اصلی صنایع خانومها هستند. می گویم چرا کمی تحمل...

در این نمایشگاه تمام آقایان در داخل غرف(جمع غرفه)نشسته بودند و در خط مقدم این غرف خانمهای فوق العاده زیبایی با لباسهایی که شما عمرا جای دیگه بتونید پیدا کنید و طراحی های منحصر به فرد روی یک صندلی پیشخوان در حال جذب بازار یاب و یا شرکت طرف قرارداد و یا چیزهایی در همین مایه ها بودند و پس از اینکه اون آقایونی که گفتم حاضر می شدند با این کارخانه مذکور همکاری کنند به داخل غرفه راه یافته و با اون اقایونی که در حال صرف قهوه و شکلات بودند وارد مذاکره می شدند.

چندی پیش هم که ما جهت آشنایی با آخرین دستاوردهای صنعتی و ماشین الات و اینا رفته بودیم اوضاع بر همین منوال بود، در کنار یک ماشین خیلی خشن و گندله(همون بزرگ) خانوم ظریف و زیبایی ایستاده بود تا با صاحبان صنایع مذاکرات اولیه را انجام دهد. اینکه ما بیشتر محو زیبایی خانومه بودیم تا دستگاه نمی دونم نشاندهنده چیه ولی خب فکر کنم تا حدی نشان دهنده ی زیبایی خانومه باشه.

مع هذا با همان رفیق شفیق و درست پیمانمان به این نتیجه رسیدیم که سود میلیاردی که از قراردادهای منعقده در نمایشگاه و بعد از آن نصیب صاحبان صنایع می شود بخش اندکی ش به دست اون خانوم زیبا می رسد و تنها زیبایی و خوش تیپی خانوم مذکور جذب کننده این ثروت هنگفت برای اون آقاییه که اون پشت با چهره ای کریه قایم شده تا وارد مذاکرات اصلی بشه با صنعتگران ...

حرف که زیاده ولی خب ما نتیجه گرفتیم که نگاه جامعه به زن تغییر کرده، بله تعجب نکنید، تا دیروز از زن استفاده ابزاری می شد ولی حالا تو جامعه زن شده ابزار استفاده، دیدید تغییر کردیم ، پیشرفت کردیم، دیدید؟؟ حالا هی بیاین سیاه بنویسین بگین ما داریم به قهقرا میریم خب شر و ور دیگه این حرفا ، ای بابااااا.....


راستی روز زن و هفته ی بزرگداشت!!!!! مقام زن!!!!! هم مبارکتون شون مون باشه

 

 


این متن نوشته خیلی قوی و خوبیه در وبلاگ یکی از دوستان حتماً بخونیدش

با دقت بخونیدش

 

 

 

"معضلات اجتماعی ما چیست؟"


در راستای صحبتهای اون آقاهه که در یک رسانه ای نظریدند: بزرگترین معضل جامعه ما حجاب است، ما تصمیم گرفتیم کمی به بررسی دیدگاه ایشان در مورد معضلات اجتماعی بپردازیم ،اون آقاهه خیلی حرف زد ولی از آنجایی که نگارنده این مطلب در حال فرستادن صلوات بر روح پرفتوح پدر اون آقاهه بود هیچی متوجه نشد، ببخشید که انعکاس کامل سخنان گه ر بار ایشان رو نمی تونم براتون داشته باشم. اون آقاهه میگه بزرگترین معضل حجابه ولی فکر نکرده که این از کجا اومده، ایشون اصلا اعتقادی به این نداشتند اینکه ایران مقام اول رو در مصرف مواد مخدر داره اونهم در سطح دنیا معضل هست، چون اساسا معضل نیست حتماً، خوب خیلی بده که نگارنده اینها رو نمی فهمه نه؟؟!! خلاصه پس از صلوات بر روح پرفتوح ابوی ایشان به نگاشتن این سطور همی نشستیم تا از این ستور چیزهایی بگوییم و بشنویم.

عارضم به حضور انورتان که معتاد متولد شدن کودکان دروازه غار و فرحزاد جزء معضلات نیست، فقر روز افزون کودکان قلعه الیمون و ویرانه های اطراف تهران اصلا جزء معضلات محسوب نمی شود ، آمار روز افزون زنان معتاد، و به تبع ان فحشاء ، و به تبع ان کودکان ناخواسته و بی گناهی که به دنیا فراخوانده می شوند، ترانزیت دختران به دبی، خودکشی دختری که از لجن مال شدن انسانیت در همین به اصطلاح جامعه  ... ما در خرابه ای خودکشی می کند، مرگ حریم های خصوصی ... اینها هیچ یک معضل اجتماعی نیست، و تنها موهای فشنیزه شده جوانان و مقدار پارچه مانتو و شال بانوانمان معضل شده، اینکه شکل و شمایل این نسل ریشه در به پوچی رسیدنشان دارد معضل نیست؟ اینکه این نسل چیزی برای داشتن ندارد معضل نیست، این نسل از چه چیزی باید حفاظت کند؟ این نسل از چه آرمان نداشته ای باید حفاظت کند؟ از آرمانی - درست یا غلط -  که خواستنش با انواع سلاح و تهدید ها و محدودیتها پاسخ داده می شود؟ نسلی که حتی نمی تواند به انتخاب خود فکر کند، به انتخاب خود بیاندیشد، نسلی که اجازه ندارد آنچه را می خواهد بداند، سایتهای آموزشی... پیوندهای مفید.... سایتهای علمی... پیوندهای مفید... سایتهای اجتماعی... پیوندهای مفید... پیوندهای مفیدی که ما به تو تحمیل می کنیم... باید آنگونه که ما می خواهیم بیندیشی نه انگونه که می خواهی، بیان بماند.... به چه چیزی باید عشق بورزد وقتی تمام لذت زندگی اش را با هزار ترفند و به زور هزار نوع داروی رنگ و  وارنگ و توهم زا ایجاد می کند؟ چون این خوشی را در واقعیت نمی یابد، نسلی که اولینند در جهان، نه در علم، نه در فناوری،  نه در پیشرفتهای چه و چه ، در مصرف مواد مخدر، این معضل نیست؟

لحظه ای بیاندیشیم به تعریف کلمات که هر روز تغییر می کنند، تعاریف دیکشنری جدید جامعه تعاریف دردناکی است، و نشان از استحمار دارد...


 

 

آزادي چيزي نيست كه تو زنجير بر پايت نباشد٬ آزادي آن است كه تو زنجيري بر انديشه ات نبيني....

(جبران خليل جبران)